هفته 33
سلام به گل پسر مامان و بابا

اینقدر مامانی خجالت می کشه که نگوووووووو، آخه خیلی وقته تو وبلاگ گل پسرش چیزی ننوشته! امان از دست این مامانی تنبل 
گل مامان هفته 31 رفتیم سونوگرافی. این دفعه مامانی هم اومد تا شما رو ببینه، اما ماشاءالله اینقدر بزرگ شده بودی که دیگه تو صفحه مانیتور چیزی معلوم نبود. وزنت 1775 بود عزیز دلم. همه چی خوب بود و دکتر هم گفت الحمدلله همه چیش خوبه.
مامانی یه شب که مامانی اینا اومدن شام خونه مون، بعد از شام اینقدر ورجه وورجه و شیطنت و هنرنمایی می کردی که همه متعجّب شده بودند!
به خاله جون گفتم زود برو دوربین را بیار از این وروجک فیلم بگیر. خیلییییییی فیلم بامزه ای شده.
راستی پسرم اولین مسافرتت تو دل مامان عید 92 بود که رفتیم شمال. بابایی کلی هوای شما رو داشت و هر یک ساعت توقف می کرد که پسری اذیت نشه. خیلی خوش گذشت مامانی. ولی دیگه جایی نمی ریم تا شما قدم به این دنیا بزاری و انشاالله بعد از تپل مپل شدنت سه تایی برویم بگردیم. 
مامان جون الان تو هفته 33 هستی، تو سونو گفتن عشق مامان چرخیده و سرش پایینه، آفرییییین به گل پسرم
این عکس مال هفته 33 است که موقعیتش کاملاً شبیه شماست، چون جفت مامان هم قدامیه. برای همین عکسش رو برات گذاشتم.
راستی یادم رفت بگم که عاااااااشق سکسکه کردناتم، اینقدر بامزه است. وقتی تصور میکنم تو دل مامان داری سکسکه می کنی. 
مراقب خودت باش گل پسرم، علی جونم، به خدای مهربون می سپارمت.


هفته 33
